بایگانی برچسب برای: کسب و کار

How to run a business at a time of stagflation ( چگونه در زمان رکود تورمی کسب و کار را اداره کنیم؟ )

برای رهبران شرکت های بزرگ آمریکا تورم بالا عاملی ناخواسته است. همچنین موضوعی نا آشناست. وارن بافت 91 ساله، مسن ترین رئیس رئیس در بین شرکت های بزرگ آمریکا در سال 2011 نسبت به خطرات افزایش قیمت ها به سهامداران خود هشدار داده بود.
در سال 1979 پل ولکر مبارز اصلی تورم رئیس فدرال رزرو شد. در زمان شروع به کار که مصادف شده بود با زمان جان گرفتن نظام سرمایه داری، جهان آن زمان در حال آغاز عصر تورم پایین و سود بالا بود. قیمت سهام شرکت ها بین بحران مالی جهانی سال 2007-09 و همه گیری کرونا شروع به افزایش کرده بود.

تورم برای مدتی همچنان بالا خواهد ماند. در 7 ژوئن بانک جهانی هشدار داد که چند سال تورم بالاتر از سطح متوسط خواهد بود و رشد اقتصادی هم پایین تر از حد متوسط خود به نظر میرسد باشد. یک مطالعه جدید که توسط Marijn Bolhuis، Judd Cramer و Lawrence Summers انجام شده نشان میدهد اگر تورم را به طور مداوم اندازه گیری کنیم، نرخ مقدار امروز آن نزدیک به اوج سال 1980 است.

همانطور که در حال حرکت آرام به سوی آینده هستیم ” رکود تورمی ” مردم را به خود مشغول کرده است. مدیران امروز ممکن است خود را درگیر نبرد سنگین ببینند، آنها یک بحران مالی و یک بیماری همه گیر تجربه کرده اند. با این حال چالش رکود تورمی نیازمند ابزار متفاوتی است که نیازمند ترفند های جدیدی است.

وظیفه اصلی تیم های مدیریتی امروزه باید جنگ بر سر جریان نقدینگی باشد. که این موضوع نیازمند تلاش مضاعف روی منابع درآمدیست. اما اختلالات به طور قطع ادامه خواهد داشت. شرکت ها باید دو استراتژی را در پیش گیرند یکی کاهش هزینه ها و دو انتقال تورم به مشتریان بدون کاهش حجم فروش.

کاهش هزینه ها آسان نخواهد بود قیمت کالاها، حمل و نقل و نیروی کار همچنان پر هزینه هستند. محدودیت ها و اختلالات کاهش یافته ولی هنوز پابرجاست. در ماه آوریل شرکت اپل با کمبود تراشه های رایانه ای مواجه شد و باعث زیان این شرکت شد.

پس از ماه ها استخدام فراوان توسط شرکت های بزرگ اکنون آنها به دنبال محافظت از حاشیه سود با ذخیره بیشتر منابع از سمت کارگران هستند. در آمریکا دستمزد سالانه بیش از 5% افزایش داشته و میزان اخراج ها بسیار کم شده.
روسای آمریکایی نسبت به همتایان اروپایی خود با سختگیری بیشتری عمل میکنند. ایلان ماسک طی نامه ای 10% حقوق تعدادی از کارمندان خود را کاهش خواهد داد. رفته رفته برخی شرکت ها شروع به اخراج کارکنان خود کرده اند و صحبت ها روی سیستمی کردن کارها و بالا بردن کارایی کارمندان انجام میشود.

بسیاری از مشاغل یاد گرفته اند بدون افزایش قیمت و کاهش تقاضا چگونه خود را حفظ کنند. شرکت هایی که این قدرت را دارند اکثرا دارای چند ویژگی هستند : رقابت پذیری، ناتوانی مشتریان از اجتناب یا به تاخیر انداختن خرید، جریان های درآمدی مرتبط با تورم و داشتن برند قوی

با این شرایط شرکت ها افزایش قیمت بیش از این محصولات خود را پر خطر میدانند. مدیران اکنون بر اساس الگوریتم هایی که در گذشته تجربه کرده اند قیمت ها را به نسبت تقاضا تنظیم میکنند و سعی میکنند مدیریت دقیقی روی این موضوع داشته باشند. با این وجود شرکت ها همچنان باید دیدگاه بلند مدتی در مورد مدت زمان ماندگاری قیمت های بالا و محدودیت ها داشته باشند.

با این حال شرکت ها باید تمرکز زیادی بر سرمایه در گردش خود داشته باشند. شرکت والمارت تقریبا یک پنجم ارزش بازار خود یعنی حدود 80 میلیارد دلار را در اواسط ماه می از دست داد.
همه اینها ارزیابی عملکرد یک کسب و کار را دشوار میکند. آقای بافت در نامه ای که به سهامداران خود در سال 1980 داد به آنها یادآوری کرد که سود باید متناسب با افزایش قیمت ها، بدون افزایش سرمایه انجام شود تا مبادا شرکت ها شروع به جویدن سرمایه سرمایه گذاران کند. شاید لازم باشد آقای بافت مجدد در سال 2023 همان پیغام را به سهامداران خود بدهد.

منبع : اکونومیست

1401/03/24 علیرضا بهرامی نسب

کارهایی که نباید انجام داد

چه کسی فرد موفق تری است ؟ فردی که در همه حوزه های زندگی و کاری میداند چه کاری درست است که انجام دهد ؟ یا کسی که میداند چه کارهایی را نباید انجام دهد ؟ اگر میخواهید در زندگی و در کسب و کار خود موفق باشید این مهمترین عامل تاثیر گذار روی آنهاست.

برای رسیدن به کار صحیحی که لازم است انجام دهید ابتدا باید کارهایی که نباید انجام دهید را بدانید سپس کار لازم را انتخاب کنید. به این موضوع مدیریت ریسک میگویند که خود رشته دانشگاهی است. کارهایی که نباید انجام دهیم همان تجربه است، تجربه خودمان و تجربه دیگران و اصولا افراد با تجربه عملکرد بهتری نسبت به بقیه دارند. خب حالا نکات ذکر شده کلی را به جزئیات و مثال توضیح میدهم.

دو فرد را در نظر بگیرید که هردو بسیار زیاد اخبار را پیگیری میکنند تا بر اساس اخبار تصمیم گیری های بیزینس خود را بگیرند. یک فرد فوق العاده موفق و یک فرد بسیار عملکرد ضعیفی دارد. اگر دقت کنید متوجه میشوید فرد موفق در اطلاعات ورودی به مغز خود فیلترهایی زیادی دارد. او در ابتدای مطالعه اطلاعاتی که اهمیتی ندارد را کنار میگذارد و براساس اطلاعات کاربردی مطالعات و تصمیم گیری های خود را انجام میدهد. با دریافت این اطلاعات صحیح حالا زمان این است روی کاغذ کارهایی که نباید انجام دهید را یادداشت کنید. این بهترین عملکرد شما را رقم خواهد زد.

مثال: فرض کنید قصد سفر به شمال دارید. ابتدا باید اطلاعات دقیق از آب و هوا و جاده های مسیر و مقصد را بررسی کنید. اطلاعات آب و هوای اصفهان به درد شما نخواهد خورد. حال با توجه به این اطلاعات مسیر هایی که از نظر بد بودن راه و آب و هوا وضعیت بدتری دارند را جدا میکنید و بهترین مسیر را انتخاب میکنید.

یا فرض کنید مقداری پول برای سرمایه گذاری دارید. در تیرماه سال 1399 حسن به شما میگوید من تمام دارایی خود را در بورس گذاشتم و الان چند برابر شده است. پس شما فکر میکنید این کار درست است و پول های خود را به بورس حسن میسپارید. شما ابتدا باید ببینید چه کارهایی نباید انجام دهید. تجربه اساتید به شما میگوید با تمام دارایی های خود وارد نشوید، تمامی پول خود را روی یک سهم سرمایه گذاری نکنید و…

مثال آخر فردی از اطرافیان خود را میبینید در حوزه شغلی خود بسیار خوب عمل میکند و صاحب ثروت شده. شما فقط با این اطلاعات که اکبر در شغل دفتر املاک پول زیادی به جیب زده بدون مشورت یا مشورت با افرادغلط که فقط به شما میگویند در این شغل باید چه کارهایی انجام دهید وارد این حوزه میشوید. یا بر حسب شانس موفق خواهید شد و یا بر اساس اصول شکست میخورید. شما برای شروع این شغل باید بیشتر از کارهایی که باید انجام دهید سمت کارهایی که نباید انجام دهید میرفتید. شما نباید کارشناسانی که اعتباری کاری شما را خراب میکنند استخدام کنید. شما نباید همه مشتری ها را پول ببینید. شما نباید طرز برخوردتان با همه مشتری ها به یه شکل باشد . شما نباید …

علیرضا بهرامی نسب

1400/02/25

در تجارت زمان مهمتر است یا پول

در ابتدای دوران بیزینس خودم معامله ای با یک بیزینس من واقعی داشتم که متاسفانه در آن معامله یکی از چک های من با چند روز تاخیر پاس شد. در ذهن خودم تصور میکردم این شخص ثروتمند است و برای او مهم نیست این پول چند روز دیرتر به دستش برسد، درضمن با بازاری مواجه بودیم که مشکلات اقتصادی وجود داشت و طبیعی بود در زمان مقرر شده موفق به انجام تعهد نشویم. ولی آن شخص که در حال حاضر از دوستان صمیمی من است درس بزرگی به من داد، او درباره یک معامله ای که در کشور چین انجام داده بود توضیحی به من داد تا متوجه شوم زمان خیلی مهمتر است.

سالها قبل که مشکلات تحریمی پابرجا بود دوست من کالایی را در کشور چین خریداری میکند و متعهد میشود طبق قرارداد در تاریخ مشخص شده مبلغ را به تاجر چینی پرداخت کند. مبلغ با یک روز تاخیر تامین میشود و فروشنده طلب خسارت بابت یک روز تاخیر میکند و دوست من با کمال میل پرداخت میکند. برای تاجران بزرگ زمان بسیار مهمتر از پول است. آنها روی پول خود برنامه ریزی دارند. آنها هزار دلار امروز را به هزار و صد دلار یک ماه دیگر ترجیح میدهند. چرا ؟ چون میتوانند هزار دلار امروز را تا یک ماه دیگر تبدیل به هزار و دویست دلار کنند.

پس زمان از پول مهمتر است. معمولا اکثر مردم فکر میکنند اگر ثروتمند بودند توانایی آن را داشتند همه کاری با پول انجام دهند و هرگز ضرر نکنند. همین افراد را اگر زیر نظر داشته باشید ممکن است متوجه شوید تلاش زیادی میکنند ولی همیشه در حال پس رفت هستند و یا با سرعت بسیار آهسته پیشرفت میکنند. اکثریت مردم فکر میکنند افراد موفق چون پولدار هستند موفق هستند. اگر از آنها سوال کنید اگر ثروت زیادی داشتی با آن چه کاری انجام میدادی جواب مشترکی دارند. زمین میخریدم، خانه میساختم، ماشین میخریدم، کارخانه میزدم، کالا میخریدم و… این افراد سعی میکنند از آخرین روش های رایج تقلید کنند. فردی که فکر میکند اگر ثروتمند بود با این کارها برای خود زندگی خوبی میساخت و ثروتمند باقی میماند، احتمالش صفر نبود که موفق شود ولی درصد موفقیت زیادی هم نداشت. حتی اگر خود آن شخص موفق نمیشد تمام ثروت بدست آمده را نابود کند نسل های بعدی اش زحمت آن را میکشیدند. اگر چیزی که اکثریت فکر میکنند درست بود اکثر مردم پولدار بودند. بگذریم از اینکه این فرد هرگز ثروتمند نمیشد که بخواهد آن را نابود کند.

اشخاصی که برای آنها پول مهمتر از زمان است، افرادی هستند که پول برای آنها هدف نهایی است. پول هدف نهایی نیست پول یک هدف میانه است. حتی میشود گفت پول وسیله است تا شما را به اهدافتان برساند. هر زمانی شما درک درستی از پول داشته باشید پول به سمت شما خواهد آمد. هیچوقت با انداختن تقصیر به گردن شرایط (دولت و ملت) عدم پیشرفت خود را توجیح نکنید. هستند افرادی که در همین شرایط ثروتمندتر از قبل شدند.

این مقاله درباره نا امید کردن شما نبود فقط تلاش شد مثل اکثریت مردم فکر نکنید و برای خود استراتژی تعیین کنید. حال با توجه به این اطلاعات راه ثروتمند شدن و ثروتمند ماندن چیست ؟ به این موضوع فکر کنید.

راه اندازی کسب و کارهای جدید

بین سالهای 1380 تا 1390 بدلیل فروش خوب نفت بخش بازرگانی در ایران جایگاه خوبی داشت. ساده تر صحبت کنیم شما شاهد این بودید افرادی که هیچ تجربه ای در مغازه داری نداشتند شروع به راه اندازی کسب و کار میکردند و درآمد خوبی هم داشتند. اما آیا در حال حاضر هم شما میتوانید به همین راحتی مغازه ای باز کنید و کسب درآمد کنید ؟

طبق تحقیقات انجام شده در اروپا و آمریکا در حال حاضر 85% بیزینس های نوپا به دلایل مختلف از جمله ویروس کرونا به شکست خواهند انجامید. همچنین طبق مطالعه ای که در هاروارد انجام شده 75% بیزینس های نوپا که تجربه کاری قبلی ندارند هم شکست میخورند. طبق این درصد ها واقعا باید اطمینان کامل از راه اندازی کسب و کار خود داشته باشید و همچنین تجربه کار در آن رشته را هم داشته باشید.

برای راه اندازی کسب و کار جدید شما باید مزیت رقابتی داشته باشید. شما باید کالا یا خدماتی داشته باشید که در همه زمان ها مشتری داشته باشد. شما باید ارزانتر از رقیبان خود اداره شوید و خرج های خود را به حداقل برسانید. به همین دلیل واحدهای تجاری دیگر محاسن قبل را ندارند و کارها به سمت آنلاین شدن پیش میروند. شما باید برند شوید و برند بمانید، برای برند شدن و برند ماندن باید صداقت داشته باشید و منافع خود را به منافع مشتری ترجیح ندهید. شما باید به نیاز های مشتری خود اهمیت دهید و در نهایت شبکه ای قوی از روابط کاری داشته باشید.

به عنوان آخرین نکته در حال حاضر که بازار با رکود مواجه است بهتر است با وام کاری را راه اندازی نکنید و یا کار قبلی خود را گسترش ندهید. بدلیل اینکه امکان اصلاح قیمت دلار در میان مدت وجود دارد و شما علاوه بر اینکه در آن قسمت متضرر میشوید باید 18% سود بانکی هم پرداخت کنید. پس در حال حاضر اصلا توصیه نمیشود سراغ وام های بانکی بروید مگر اینکه سود وام را بتوانید در همان ابتدای کار در هفته های اول با همان پول کسب کنید.

گذشته، حال و آینده

…. و اما سال ۱۳۹۸ با بینهایت فراز و فرود به پایان رسید و سال ۱۳۹۹ فرا رسید. با راه اندازی این سایت قصد داشتم نکات آموزشی که در حال یادگیری دائمی در طول زندگیم هستم قرار بدم اما با زیاد شدن حجم کارم متاسفانه بخش مطالعه خودم طبق روال پیش رفت ولی نتونستم اینجا بنویسم.

از سال ۱۳۹۵ که توی یه شرکت عجیب کار میکردم که هیچ چیزی سر جای خودش نبود. قصد صحبت درباره اون شرکت رو ندارم ولی باعث شد این نوشته نظم در بی نظمی و بی نظمی در نظم ! بنویسم. و بعد از اون که در سال ۱۳۹۶ مجموعه خودمو راه اندازی کردم فکر نمیکردم با ۴ سال کار کردن بتونم این حجم تجربه رو توی این دو محیط بدست بیارم.

نکته اولی که یاد گرفتم : هیچ فرد و مجموعه بی عیب و نقص و کاملی روی کره خاکی وجود نداره و حتی اگر فکر میکنیم خودمون مدیر یه مجموعه باشیم یه مجموعه بی نقص میسازیم و به راحتی کنترلش میکنیم اشتباه بزرگی انجام میدیم. ما همیشه ناقص هستیم و همیشه باید تلاش کنیم که نقص های خودمونو برطرف کنیم و هرچقدر مجموعه ای که داخلش کار میکنیم یا اون مجموعه رو داریم بزرگتر باشه چندین برابر میشه نواقص و مشکلات اون مجموعه پس باید از تجربه بقیه استفاده کرد و بینهایت مطالعه کرد.

نکته دوم : اگر در زندگی شخصی خانوادگی و یا محل کار ایرادات زیادی میبینیم و مجبوریم توی اون فضا باشیم مارو به این فکر میندازه که چه شانس بدی داریم یا ای کاش جای دیگه ای بودیم دید اشتباهی به قضیه داریم و با این طرز تفکر همیشه در حال فرار خواهیم بود. خب حالا چکار باید کرد ؟ همیشه مشکلات به این دید نگاه کنید که قراره یه تجربه به تجربه های قبلیتون اضافه بشه و شیرجه بزنید توی این مشکلات، مجموع این تجربه ها میتونه باعث بشه چه توی زندگی و چه کار خودتون بتونید یه مجموعه موفقی رو راه بندازید. و برعکسشم هست در صورت فرار کردن همیشه یه کارمند باقی خواهید موند و همیشه در حال فرار …

نکته سوم : هر سازمان یا محصول دارای چند مرحله زیر :

همیشه با سختی فراوان یه مجموعه شروع به کار میکنه به معرفی میرسه، بدلیل داشتن انرژی بالا در ابتدا و بازار محصول، مجموعه به رشد خودش ادامه میده تا به مرحله اشباع برسه و بعد افول مجموعه. حالا اشباع چه زمانی میرسه ؟ باید بترسیم ؟ یه مقدار درباره این موضوع مینویسم

ممکنه شما یه محصول جدیدی رو توی یه شهری آوردید و قصد دارید بفروشید. حتی اگر محصولی که شما دارید فقط شما دارید و هیچ فروشنده دیگه ای نداره آیا همینجوری میمونه ؟ تا زمانی که بازار از محصول شما یا محصول مشابه محصول شما اشباع نیست شما به این دوره نرسیدید ولی بالاخره زمانش فراخواهد رسید.

مجموعه اصلی خودم که در حوزه خرید و فروش مسکن هستش براتون مینویسم. سال ۹۶ بازار معمولی بود ما شروع کردیم و حتی بارها داشت جایی پیش میرفت که مجموعه رو قصد داشتیم جمع کنیم چون ضعیف بودیم و بازار اشباع بود، تا اینکه سال ۹۷ فرارسید و روند افزایش قیمت دلار و در کنار اون بالا رفتن قیمت مسکن شروع شد. کار ما رونق گرفت و یه محرک خوب برای ما بود و باعث زنده موندن مجموعه ما شد. به مرحله رشد رسیدیم و الان که دارم این متن مینویسم با توجه به وضعیت اقتصاد جهان و شیوع بیماری کورونا و پایین اومدن قیمت نفت توی مرحله اشباع هستیم. هر نمودار صعودی بالاخره یک زمان مجبوره پایین بیاد توی هر بازاری، ( در زمینه اقتصاد و مسکن در آینده متن های جداگانه ای مینویسم. )

ممکنه شما یه استارتاپ داشته باشید و مجموعه شماهم فعالیتشو به خوبی داره انجام میده و یک نیاز جدیدی از جامعه رو داره پوشش میده (مثل اسنپ)، بعد از زمانی که به رشد رسیدید شرکت های رقیب پیدا میشن و به مرحله اشباع نزدیک میشید.

فکر میکنم این سه مثال کافی باشه تا درک درستی از منطقه اشباع داشته باشیم. حالا چکار باید کرد ؟ یکی از مسیرهایی که پیش روتون هستش ادامه همین روند و از دست دادن دارایی و سودهای حاصله قبلی هستش (تا زمانی که یا پول شما تموم بشه یا بازار مجدد رونق بگیره به هردلیلی)، مسیر دوم ادغام با مجموعه قویتر برای حفظ بقا و مسیر آخر ایجاد تغییرات بنیادین در مجموعه.

پیشنهاد میکنم این مطلب رو هم مطالعه کنید : متفاوت بودن ( being different )