بررسی و تشریح مالیات بر درآمد

مالیات بر درآمد به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای مالی دولت‌ها، نقش حیاتی در تأمین منابع مالی و عملکرد اقتصادی دارد. این نوع مالیات، با اجرایی شدن در سطح ملی، به ازای درآمدهای فردی و سازمانی، بخشی از درآمدها را از افراد و شرکت‌ها کسر و به دولت منتقل می‌کند. اثرات مالیات بر درآمد بر توزیع درآمد، رشد اقتصادی، سرمایه‌گذاری و استقرار کسب و کارها نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد.

تأثیر مالیات بر توزیع درآمد و عدالت اقتصادی

یکی از اثرات مهم مالیات بر درآمد، تأثیر آن بر توزیع درآمد است. اعمال نرخ مالیات پیشرفته می‌تواند باعث کاهش نسبی تفاوت درآمد بین افراد شود و به عدالت اقتصادی کمک کند. این اقدام باعث می‌شود تا درآمدهای بیشتر با نرخ مالیات بیشتر مواجه شوند.

راهکارها و سیاست‌های بهبود عدالت مالیاتی

برای بهبود عدالت مالیاتی و کاهش نابرابری‌های اقتصادی، سیاست‌ها و راهکارهای مختلفی وجود دارد. این شامل اصلاح سیستم مالیاتی برای تأمین منابع مالی به شیوه‌هایی که بیشتر به درآمدهای ضعیف‌تر اجازه می‌دهد، می‌شود. همچنین، ارائه تسهیلات مالیاتی برای بخش‌های خاص اقتصادی، مانند مناطق محروم، می‌تواند به توازن اقتصادی کمک کند.

چالش‌ها و مسائل در طراحی سیستم مالیاتی بر درآمد

در طراحی و اجرای سیستم مالیاتی بر درآمد، چالش‌ها و مسائلی وجود دارد که نیازمند توجه دقیق و راهکارهای مناسب هستند. این مسائل شامل پیچیدگی قوانین مالیاتی، اعتبارات و معافیت‌ها، و تعیین نرخ مالیات برای مختلف درآمدها می‌شود.

محاسبه مالیات بر درآمد در ایران

در ایران، محاسبه مالیات بر درآمد بر اساس قوانین و سیستم مالیاتی مشخصی انجام می‌شود. این شامل تعیین درآمد خالص سالیانه، استفاده از اعتبارات و معافیت‌ها، استفاده از نرخ مالیات و محاسبه مالیات نهایی می‌شود.

راهنمایی برای محاسبه مالیات مشاغل

مالیات مشاغل نیز به صورت پله‌ای محاسبه می‌شود. این شامل معافیت از مالیات بر سود برای درآمدهای کم، نرخ‌های مختلف برای محاسبه مالیات بر درآمد، و تعیین نرخ‌های محاسباتی برای دسته‌های مختلف مشاغل می‌شود.

تأثیر مالیات بر درآمد بر رشد اقتصادی و استقرار کسب و کارها

نرخ مالیات بر درآمد می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر رشد اقتصادی و استقرار کسب و کارها داشته باشد. نرخ مالیات بالا می‌تواند از سرمایه‌گذاری و سرمایه‌دهی کاسته و سبب کاهش رشد اقتصادی شود، در حالی که نرخ مالیات مناسب می‌تواند جذابیت بیشتری برای سرمایه‌گذاران ایجاد کند و رشد کسب و کارها را تشویق کند.

مالیات مشاغل چگونه محاسبه می‌شود؟

محاسبه مالیات بر درآمد معمولاً به اساس قوانین و سیستم مالیاتی هر کشور تنظیم می‌شود. در ایران، برای محاسبه، مراحل زیر را طی می‌کنیم:

  1. تعیین درآمد خالص سالیانه: ابتدا، درآمد خالص سالیانه شما یا شرکت شما محاسبه می‌شود. این شامل درآمد حقوقی، درآمد کسب و کار، درآمد سرمایه‌گذاری و سایر منابع درآمدی می‌شود.
  2. استفاده از اعتبارات و معافیت‌ها: در ایران، برخی اعتبارات و معافیت‌ها وجود دارد که می‌تواند تأثیر مستقیمی بر مقدار مالیات بر درآمد داشته باشد. این شامل کسوراتی مانند هزینه‌های حمایتی، بیمه‌های اجتماعی و سایر موارد است.
  3. استفاده از نرخ مالیات: سازمان امور مالیاتی ایران نرخ‌ها را برای هر دسته از درآمدها و بر اساس میزان درآمد سالیانه تعیین می‌کند. این نرخ‌ها در جدول مالیاتی منتشر می‌شود و بر اساس میزان درآمد، مالیات معادل محاسبه می‌شود.
  4. محاسبه مالیات نهایی: پس از محاسبه براساس نرخ مالیات و کسورات قابل قبول، میزان مالیات نهایی محاسبه می‌شود. این مبلغ معمولاً باید به صورت سالانه به سازمان امور مالیاتی پرداخت شود.

محاسبه مالیات بر درآمد افراد حقیقی طبق ماده ۱۰۱ قانون مالیات‌های مستقیم به صورت پله‌ای انجام می‌شود. به این صورت که:

  • تا ۳۹ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان از سود سالانه معاف از مالیات محسوب می‌شود.
  • تا ۲۰۰ میلیون تومان اول درآمد مشمول مالیات با نرخ ۱۵ درصد می‌شود.
  • تا ۲۰۰ میلیون تومان دوم درآمد مشمول مالیات با نرخ ۲۰ درصد قرار می‌گیرد.
  • باقیمانده درآمد مشمول مالیات با نرخ ۲۵ درصد محاسبه می‌شود.

مالیات بر درآمد

معافیت‌های مالیات بر درآمد به چه صورت است؟

در بسیاری از سیستم‌های مالیاتی، قوانین و مقرراتی برای معافیت از پرداخت وجود دارد. این معافیت‌ها به منظور تشویق به فعالیت‌های خاص، حمایت از اقشار ضعیف‌تر جامعه یا ارائه تسهیلات برای بخش‌های خاص اقتصادی تعیین می‌شود. معافیت‌های مالیاتی می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • معافیت برای درآمدهای کم
  • معافیت برای درآمدهای خانوارهای کم درآمد
  • معافیت برای بخش‌های خاص اقتصادی
  • معافیت‌های برای سرمایه‌گذاری در بخش‌های خاص
  • معافیت‌های برای سرمایه‌گذاری در مناطق محروم

معافیت‌های مالیاتی، باعث کاهش مبلغ قابل پرداخت برای افراد یا شرکت‌ها می‌شود و تأثیر زیادی بر تصمیم‌گیری‌های اقتصادی آنها دارد.

نتیجه‌گیری

مالیات بر درآمد نه تنها یک منبع اصلی درآمد برای دولت‌هاست بلکه یک ابزار اساسی برای توزیع منصفانه و عدالت‌محور نیز محسوب می‌شود. با اعمال این نوع مالیات، دولت‌ها توانایی تأمین منابع مالی برای ارائه خدمات عمومی را دارند و در عین حال، می‌توانند نسبت به کاهش تفاوت‌های اقتصادی و اجتماعی اقدام کنند.

همچنین، طراحی صحیح سیستم مالیاتی بر درآمد می‌تواند تشویق به سرمایه‌گذاری‌های مؤثر و افزایش رفاه اجتماعی را داشته باشد. با در نظر گرفتن نیازهای اقتصادی و اجتماعی جامعه، اصلاحات مناسب در سیستم مالیاتی می‌تواند به عدالت اقتصادی و رشد سالم اقتصادی کمک کند.

در نهایت، توجه به مسائلی مانند توزیع عادلانه بار مالیاتی، ارتقاء شفافیت در اجرای سیستم مالیاتی، و ایجاد تعادل مناسب بین نیازهای مالی دولت و حقوق اقتصادی شهروندان، از اهمیت بالایی برخوردار است. با رعایت این اصول، مالیات بر درآمد می‌تواند به عنوان یک ابزار قدرتمند در مسیر توسعه و پیشرفت اقتصادی جوامع مؤثر عمل کند.

من بی لیاقت نیستم !!!

من بی لیاقت نیستم !!! در این مقاله تحلیل متفاوتی از این جمله خواهید خواند!

بارها پیش آمده است که هر یک از ما دچار مشکلاتی شده‌ایم و پس از آن، تجزیه و تحلیل‌ها آغاز شده است.

مقصر این مشکلات کی بود؟ کدام تحلیل جذاب‌تر است؟ کدام تحلیل برای ما مطلوب‌تر است؟ اگر پول، زمان یا اعتباری را از دست دادیم، چه چیزی ما را آرام می‌کند؟

مردم تمایل دارند تحلیل‌هایی را مدنظر قرار دهند که دلیل شکست خود را بی‌لیاقتی آنها نشان ندهد.

هر تحلیلی که ما را مقصر نشان دهد، از نظر ما جذاب نیست. اگر پول من در بورس از بین رفت، دوستم به من بگوید: “تقصیر خودت بود.” از نظر من، تحلیل جذابی نیست.

اما اگر بگوید: “تقصیر دولت بود که این بلاها بر سر خیلی از افراد آمد”، تحلیل جذابی خواهد بود.

در زندگی خانوادگی، اگر از همسرم جدا شده باشم و شخصی بگوید: “تقصیر خودت بود”، مانند این است که کلی ناسزا حواله من کرده، و اگر جوری صحبت شود که مقصر همسرم بوده، آن شخص عزیز و محترم خواهد بود.

تحلیل باید آرامش بخش باشد. مردم باید به ما بگویند: “مقصر این اتفاق تو نبودی. شخص دیگری بود.” مقصر هر چیز و هر کسی است، غیر از من.

این نوع تحلیل‌ها جذاب هستند و در ابتدا آرامش می‌دهند. اما در ادامه چگونه؟ آیا پول، زمان و اعتبار بازخواهد گشت؟ آیا روحیه شما بازخواهد گشت؟

راهکار چیست؟

راهکار این است که حتی اگر مقصر دولت بود، حتی اگر مقصر شریک من بود، حتی اگر مقصر همسر من بود، مقصر واقعی را خودمان بدانیم.

وقتی مقصر را دیگری بدانیم، تلاشی برای اتفاق نیافتادن مجدد آن نمی‌کنیم، چون مقصر ما نبودیم. اما اگر مقصر خودمان باشیم، موضوع را دقیق بررسی می‌کنیم و تلاش می‌کنیم دیگر این اشتباه را مرتکب نشویم.

در برخی جلساتی که داشتم، حتی این نظر را داشتم که اگر در حال عبور از خیابان بودید و یک شخص بی دلیل به شما سیلی زد، مقصر این اتفاق را خود بدانید، نه آن شخص دیوانه…

علیرضا بهرامی نسب

۲۱ اسفند ۱۴۰۲

تعریف متفاوت از انسان باهوش

در این مقاله با یک تعریف متفاوت از انسان باهوش آشنا خواهید شد!

در شرایط فعلی افرادی موفق هستند که باهوش باشند. اگر باهوش نباشند پولی بدست نمی آورند و پولی هم از پدر رسیده باشد همه را از بین خواهند برد. حالا باهوش بودن یعنی چه ؟

تعریف باهوش بودن امروز با ده سال پیش تفاوت دارد. فرد باهوش امروزی کسی است که در محیط کاری خود حداقل ۲۰ مولفه که باید به آنها توجه داشته باشد را در کاغذی بنام چک لیست بنویسد.

اگر این موارد به ۵۰ عدد برسد با شخص با ضریب هوشی بسیار بالا روبرو هستیم. این مولفه هایی که نوشته شده اند باید ضد هم باشند.

تعدادی دیگر باید متناقض باهم و تعدادی هم مغایر هم باشند. اگر همه مولفه ها یک جهت را به شما نشان میداد چک لیست شما اشتباه است.

به زبان ساده تر : اولی به شما اعلام میکند یک کار را انجام بدهید و مورد دوم به شما اعلام میکند انجام این کار اشتباه است.

حال انسان موفق کسی است که از بین این همه تناقض و اطلاعات که هرکدام به شما یک چیز متفاوت می گوید راه درست را تشخیص بدهد. این اطلاعات نباید باهم هارمونی داشته باشند که شما را به یک مقصد ببرند.

سود در تناقض است. باهوش کسی است که تناقض را میفهمد و کودن کسی است که تناقض را متوجه نیست.

در زندگی شخصی هم این موضوع وجود دارد. انسان کم هوش در زمان ارتباط با همسر یا فرزندان فقط یک موضوع را در ذهن دارد ولی انسان باهوش مولفه های دیگر را نیز در جلو چشمان خود میبیند.

در زمان کدورت با همسر اگر فقط یک رفتار اشتباه او را در نظر دارید٬ تصمیم غلط خواهید گرفت و اگر درصد بالایی از مولفه ها به شما می گوید این تصمیم درست است٬ انجام ندادن آن اشتباه خواهد بود.

اگر حوصله نوشتن این چک لیست متناقض را ندارید بهتر است تصمیم گرفتن درباره خودتان را به دیگران واگذار کنید. شما صلاحیت تصمیم گیری درباره خودتان را نیز ندارید.

 

مولانا در دفتر دوم مثنوی می فرماید :

هست بی رنگی اصول رنگ ها / صلح ها باشد اصول جنگ ها

 

و به قول نظامی :

هرچه خلاف آمد عادت بود     /     قافله سالار سعادت بود

 

و در نهایت شیخ محمود شبستری :

نمی دانم بهر جایی که هستی / خلاف رسم و عادت کن که رستی

 

علیرضا بهرامی نسب

۱۴۰۲/۱۲/۱۶

حذف دفاتر املاک و واسطه ها از 1403

با حذف دفاتر املاک و واسطه ها از 1403 روند بازار دست خوش چه تغییراتی میشود؟

در گذشته، دلالان و واسطه‌گران در بازارهای ایران نقش مهمی داشتند. آنها معمولاً کالاها را با یک قیمت خریداری می‌کردند و پس از گذشت چند روز یا هفته، آن را با قیمتی بالاتر از 20٪ قیمت اولیه فروختند.

این افراد به دنبال واسطه‌گرانی بودند که معاملات را به سرعت انجام دهند. و به آنها کمک کنند تا سود بیشتری کسب کنند.

به همین دلیل، از سال1397 تا سال 1401، تعداد واسطه‌گران زیاد شد؛ و سودهای قابل توجهی به دست آورده‌اند.

بعد از این رویدادها و با اجرای غیررسمی اف ای تی اف در ایران، تراکنش‌های افراد نیز مشمول مالیات شد. تا فرار مالیاتی‌ها با استفاده از تراکنش‌های بانکی شناسایی شوند.

این اقدام از اول دی ماه سال 1402 آغاز شد. پس از این رویداد، واسطه‌گران در بازار دیگر نمی‌توانستند بدون پرداخت مالیات به میزانی که بین 20 تا 25 درصد از سود بوده، سود کسب کنند.

به همین دلیل، افرادی که هنوز در فعالیت خرید و فروش مشغول هستند احتمالاً از این تغییرات آگاه نیستند و حذف دفاتر املاک و واسطه ها از 1403 و 1404  این روند به شدت تشدید خواهد شد.

با این تغییرات، دسترسی دلالان به این بازارها محدود شده و بیشتر مصرف‌کنندگان مستقیماً در این بازارها حضور خواهند داشت. اما مصرف‌کنندگان ممکن است به شما مبلغ زیادی پرداخت نکنند.

همچنین،با حذف دفاتر املاک و واسطه ها از 1403، تعداد معاملات به شدت کاهش می‌یابد. و بسیاری از دفاتر املاک و کارشناسان این حوزه ممکن است مجبور به ترک این بازار شوند.

در این بازار، افرادی که دارای اطلاعات مالیاتی و حقوقی قوی هستند و می‌توانند به مشتریان خود مشاوره‌های دقیق و صحیح ارائه دهند، می‌توانند موفق باشند.

این افراد می‌توانند برندگان بازار بعدی مسکن باشند. و از فرصت‌های ایجاد شده از تغییرات مالیاتی و قوانین جدید بهره‌مند شوند.

تاریخ نگارش مطلب : اسفند 1402

حساب حسین قلی خانی چیست ؟

حساب حسین قلی خانی چیست ؟

اول باید بدونیم حسین قلی خان چه کسی بود، حسین قلی خان در زمان قاجار والی لرستان بود. و از طرف دولت ایران درجه امیر تومانی یعنی سرلشکری هم به وی اعطا شده بود .مردی خشن، جنگجو و کاردان در عین حال دیکتاتور بود.
لایق و کاردان بود چون سپاه او یکی از مرتب ترین و منظم ترین ها در کل ایران بود، در زمان حسین قلی خان هیچکس هیچ اختیاری در منطقه نداشت و حرف حرف حسین قلی خان بود.

حسینقلی‌خان سه‌فصل بهار و تابستان و پاییز را در حسین‌آباد زندگی میکرد . مردم پشتکوه از ترس ستمگری ها و آدم کشی هایش خواب راحت نداشتند.
زمستان را در روستای حسینیه نزدیک مرز عراق به سر می برد . و از اعراب بنی لام غنیمت می گرفت.

حسین قلی خان با توجه به توان بالایی که داشت تصور میکرد همه چیز تحت کنترل و تحت اختیاره در صورتی که ظاهر اینو نشون میداد اما درون سیستم همچین چیزی نشون نمیداد.

در نهایت خود ناصر الدین شاه قاجار بدلیل افراط ها و خارج از کنترل شدن حسین قلی خان فرمان قتل وی رو صادر کرد.

حالا حساب حسین قلی خانی چیه ؟ عده ای در کسب و کار خود تصور میکنند همه چیز مرتبه، شرایط اوکیه و همینطور هم باقی خواهد ماند.
زمین و ملک و یا واحد تجاری داره که مثلا میگه این دارایی ۴۰ میلیارد پولشه، در صورتی که یوم الحساب وقتی نیاز مالی وجود داشت،کسی حاضر نیست پولی پرداخت کنه بابت این واحد تجاری یا زمین یا این دارایی. به این نوع حساب و کتاب میگن حسین قلی خانی

توی این داستان ما حسین قلی خان هستیم و بازار ناصرالدین شاه؛

” اگر تصور کردیم اوضاع مرتبه، در چاله حسین قلی خان نیافتیم “

تغییرات بزرگ در کسب و کار جهانی

قطعا با پیشرفت تکنولوژی همه روزه شاهد تغییرات بزرگ در کسب و کار جهانی هستیم.

زمانی رو بخاطر بیاورید که خودروهای آمریکایی با 2000 قطعه ساخته میشد. این خودرو ها 17 لیتر بنزین مصرف میکردند و وزنی معادل یک و نیم تن داشتند.

تکنولوژی جدید در دنیا حاکم شد و خودرو های با 1000 قطعه و مصرف سوخت 7 لیتر و وزنی معادل یک تن جای خودروهای قدیمی را گرفت .این مسئله باعث از بین رفتن بخش عظیمی از مشاغل قطعه سازی که خود را برای دنیای جدید آماده نکرده بودند.

این کاهش قطعات و کاهش مصرف انرژی و سبک سازی باعث کاهش هزینه های تولید شد و ساختارهایی که گران میساختند و گران اداره میشدند حذف شدند.

آیا اینچنین تغییر مجددی در دنیا قابل انتظار نیست ؟

امروز تسلا و شرکت های ایلان ماسک نماد تغییرات بزرگ آینده هستند. خودروهای تسلا با وزن بسیار سبکتر نسبت به قبل و مصرف سوختی که برقی شده و تعداد قطعات بسیار کمتر نسبت به قبل ساخته میشوند.

امروزه دیگر نیاز نیست برای انتقال اینترنت با هزینه های فراوان از این سمت اقیانوس به آن سمت آن سیم کشی کنیم و اینترنت را منتقل کنیم.

استارلینک به صورت ماهواره ای با کمترین هزینه این کارو برای شما قراره انجام بده. وزن سازه های مسکن در اروپا در حال حاضر نصف وزن ایران را دارند، طی سالهای آینده وزن سازه ها در اروپا نصف امروز خواهد شد و افرادی که سنگین تولید کنند شرایط خوبی نخواهند داشت.

خب فقط در این زمینه ها تغییر خواهیم داشت ؟

خیر همه مشاغل به همین سمت خواهند رفت. همه واحدهایی که با استفاده از مواد اولیه محصولی تولید میکنند باید به سمت کاهش مصرف مواد اولیه تولید و انرژی بروند.

شما باید در آینده نصف امروز کارمند داشته باشید و بخش اعظم کارها را با استفاده از کامپیوتر و اینترنت انجام دهید. شما باید نصف امروز فضا برای کار خود نیاز داشته باشید.

و برای کسب و کار خود باید نصف امروز پول خرج کنید و مابقی پول خود را در جیب خود بگذارید. شما باید خود را برای دنیای جدید آماده کنید.

علیرضا بهرامی

1400/12/27

فهمی جدید از بدهی داشته باشیم

با یک مثال واقعی در کشور خودمان مفهومی جدید از بدهی را توضیح میدهم. نسبت به مهرماه که دلار 32 هزار تومان بود.

تا به امروز که دلار حدود 24 هزار تومان است،دلار چیزی حدود 34% کاهش ارزش داشته است. دلار نسبت به فرانک سوییس 10% ارزش خود را از دست داده است.

تا اینجا 44% از دارایی های شما نسبت به فرانک سوییس نیست. حالا فرض کنید فردی از مهر ماه برای خود بدهی ایجاد کرده باشد. فرض میکنیم بهره بازار 3% باشد برای سه ماه 9% هم به 44% اضافه میکنیم عدد 53% بدست می آوریم.

یعنی اگر کسی از مهرماه بیزینس خود را بر اساس بدهی ایجاد کرده باشد نصف دارایی خود را از دست داده است.

مثال کوچکتر این عدد این است. فرض کنید فردی مهرماه 100 میلیون تومان وام گرفته و خودرو خریده است.

نسبت به این اعداد 50 میلیون آن را از دست داده است. و چون فهمی از بدهی نداریم سوار بر خودرو، حجم پولی را که از دست دادیم را نمیدانیم.

در مثال کلان شرکت های بزرگ عمدتا بورسی کشور 400 هزار میلیارد تومان بدهی به سیستم بانکی دارند. با استفاده از اعداد قبلی بزرگی این مبلغ را میتوان بدست آورد.و میتوانیم فهمی جدید از بدهی داشته باشیم.

به صورت کلی نسبت بدهی (استقراض) یا Debt ratio یک نسبت مالی است که میزان اهرمی بودن شرکت را اندازه گیری می‌کند.

و میتوان گفت نسبت بدهی به عنوان نسبت کل بدهی به دارایی های کل بیان می شود. این نسبت به صورت اعشاری یا درصد بیان می شود. این عدد را می توان به عنوان نسبت دارایی های شرکت که توسط بدهی تامین می شود تفسیر نمود.
Debt Ratio همچنین به عنوان نسبت‌بدهی به دارایی نیز استفاده می‌شود.

نسبت بدهی چه اطلاعاتی به ما می‌دهد؟

نسبت بدهی بالاتر، نشان می دهد که شرکت اهرمی تر است، به این معنی که ریسک مالی بیشتری می تواند داشته باشد.

در عین حال، اهرمی بودن یک ابزار مهم است که شرکت ها برای رشد استفاده می کنند و بسیاری از شرکت ها استفاده های پایداری را از بدهی ها می برند.

نسبت بدهی ها به طور گسترده ای در صنایع متفاوت است. این نسبت در کسب و کار با سرمایه های سنگین مانند خدمات و خطوط لوله نسبت به دیگر صنایع مانند بخش تکنولوژی دارای Debt Ratio های بسیار بالاتری هستند.

درک Debt Ratio

به عنوان مثال، اگر یک شرکت دارایی های کل 100 میلیون دلاری و بـدهی کل 30 میلیون دلاری داشته باشد، نسبــت بـدهی آن 0.3 یا ٪30 است.

آیا این شرکت در وضعیت مالی بهتر از یک با نسبت بدهی 40٪ است؟ پاسخ به نوع صنعت بستگی دارد.

نسبت‌بدهی 30٪ ممکن است برای صنعت با جریان نقدی دائمی، که در آن اکثر شرکت ها بدهی کمتری دارند، بیش از حد بالا باشد.

یک شرکت با Debt Ratio بالا در مقایسه با همتایانش احتمالا هزینه استقراض را برای آن شرکت بالا می‌برد و ممکن است در معرض خطر قرار بگیرد.

برای مثال، صنایع سنگ شکنی، در طول تابستان 2014 با افزایش سطح بدهی ها و کاهش قیمت انرژی، با شرایط سختی روبرو شدند.
برعکس، یک سطح بـدهی 40٪ ممکن است به راحتی برای یک شرکت در بخشی مانند خدمات عمومی، قابل کنترل باشد، جایی که جریان نقدی پایدار است و نسبت بـدهی بالاتر طبیعی است.

Debt Ratio در رابطه با سایر شاخص های سلامت مالی، می تواند به سرمایه گذاران کمک کند تا سطح ریسک شرکت را تعیین کند.

فرمول نسبت بدهی

تفاوت بدهی Liability و استقراض Debt

بعضی منابع نسبت بدهی را به عنوان بدهی های کل تقسیم بر کل دارایی تعریف می کنند.

این نشان دهنده ابهام خاصی بین “استقراض” و “بدهی” است که به شرایط بستگی دارد.

به عنوان مثال، در نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام از مجموع بدهی ها (Total Liabilities) در صورت کسر استفاده می‌شود.

در مورد نسبت بدهی، ارائه دهندگان داده های مالی، آن را با استفاده از تنها بدهی (وام) های بلند مدت و کوتاه مدت (از جمله حصه جاری وام بلند مدت)، صرف نظر از بدهی ها مانند حساب های قابل پرداخت، محاسبه می کنند.

مثال کاربردی از تحلیل نسبت بدهی

بیایید به چند مثال از صنایع مختلف نگاه کنیم تا نسبت بدهی را محاسبه کنیم.

Starbucks Corp. (SBUX) 0 دلار در مدت کوتاه مدت و جاری بدهی بلند مدت را در ترازنامه خود برای سال مالی به پایان رساند 1 اکتبر 2017 و 3،932،600،000 دلار درآمد بلند مدت ذکر کرده است.

دارایی های این شرکت 14،365،600،000 دلار بود. پس با تقسیم $ 3،932،600،000 بر $ 14،365،600،000 ، این نسبت برابر با 0.2738 و یا 27.38٪ است.
برای ارزیابی این که آیا این بالا است، ما باید مخارج سرمایه را در نظر بگیریم که به ایجاد یک شعبه از استارباکس می پردازند: فضای تجاری لیزینگ، تجدید ساختن آن به یک طرح خاص و خرید تجهیزات ویژه گران قیمت، که اکثر آنها به ندرت استفاده می شود.

این شرکت همچنین باید به استخدام و آموزش کارکنان در صنعت با گردش مالی فوق العاده بالا، مطابق با مقررات ایمنی مواد غذایی و غیره برای 23،768 محل در 74 کشور.

شاید 27٪ پس از همه چیز خیلی بد نیست، و در واقع Morningstar صنعت را به میزان 40٪ می دهد.

نتیجه این است که استارباکس زمان آسان وام گرفتن پول دارد؛ اعتبار دهندگان معتقدند که این وضعیت در وضعیت مالی محکم است و انتظار می رود که به طور کامل به آنها پرداخت شود.

راه اندازی کسب و کارهای جدید

آیا راه اندازی کسب و کارهای جدید در وضعیت فعلی درست است؟

بین سالهای 1380 تا 1390 بدلیل فروش خوب نفت بخش بازرگانی در ایران جایگاه خوبی داشت.

ساده تر صحبت کنیم. شما شاهد این بودید افرادی که هیچ تجربه ای در مغازه داری نداشتند شروع به راه اندازی کسب و کار میکردند و درآمد خوبی هم داشتند.

اما آیا در حال حاضر هم شما میتوانید به همین راحتی مغازه ای باز کنید و کسب درآمد کنید؟

طبق تحقیقات انجام شده در اروپا و آمریکا در حال حاضر 85% بیزینس های نوپا به دلایل مختلف از جمله ویروس کرونا به شکست خواهند انجامید.

همچنین طبق مطالعه ای که در هاروارد انجام شده 75% بیزینس های نوپا که تجربه کاری قبلی ندارند هم شکست میخورند.

طبق این درصد ها واقعا باید اطمینان کامل از راه اندازی کسب و کار خود داشته باشید. و همچنین تجربه کار در آن رشته را هم داشته باشید.

برای راه اندازی کسب و کار جدید شما باید مزیت رقابتی داشته باشید.

شما باید کالا یا خدماتی داشته باشید که در همه زمان ها مشتری داشته باشد.

همچنین باید ارزانتر از رقیبان خود اداره شوید و خرج های خود را به حداقل برسانید. به همین دلیل واحدهای تجاری دیگر محاسن قبل را ندارند و کارها به سمت آنلاین شدن پیش میروند.

شما باید برند شوید و برند بمانید. برای برند شدن و برند ماندن باید صداقت داشته باشید و منافع خود را به منافع مشتری ترجیح ندهید.

 باید به نیاز های مشتری خود اهمیت دهید و در نهایت شبکه ای قوی از روابط کاری داشته باشید.

به عنوان آخرین نکته در حال حاضر که بازار با رکود مواجه است بهتر است با وام کاری را راه اندازی نکنید و یا کار قبلی خود را گسترش ندهید.

بدلیل اینکه امکان اصلاح قیمت دلار در میان مدت وجود دارد و شما علاوه بر اینکه در آن قسمت متضرر میشوید باید 18% سود بانکی هم پرداخت کنید.

پس در حال حاضر اصلا توصیه نمیشود. سراغ وام های بانکی بروید. مگر اینکه سود وام را بتوانید در همان ابتدای کار در هفته های اول با همان پول کسب کنید.

 

تناقض فکری و تحلیل عملکرد ها

به نظر شما تناقض فکری و تحلیل عملکرد ها تا چه حد میتواند در تصمیم گیری درست موثر باشد؟

به نظر شما افراد موفق یا افرادی که در یک مورد خاص عملکرد خوبی دارند چگونه فکر میکنند ؟

کسی که به صورت یک خط مستقیم فکر میکند مسائل خود را بهتر حل میکند یا کسی که افکار متناقضی دارد ؟

کسی که هر موضوعی به ذهنش درست میرسد موضوع دیگری به ذهنش می آید و آن فکر قبلی را نقض میکند ؟

به رویارویی دو گزاره که از نظر موضوع یکسان هستند تناقض میگویند.

در اصل نگرش به یک موضوع خاص از جهات مختلف که هر جهت ممکن است در تضاد با طرف دیگر باشد مفهوم تناقض را میرساند.

تناقض ممکن است کاملا غیر همسو باشد و یا ممکن است در برخی نقاط اشتراک نیز داشته باشد.

ساده تر صحبت کنیم. فرض کنید قصد راه اندازی کاری را داریم، دو مدل میتوانیم به جوانب کاری که میخواهیم انجام دهیم نگاه کنیم و تصمیم بگیریم.

مدل اول فقط محاسن و درآمد بسیار خوب آن کار را میبینیم و برای اینکه خودمان را بیشتر قانع کنیم افرادی که این کار را انجام دادند و موفق بودند را مرور و فقط با این نگرش کار را شروع میکنیم.

مدل دوم ما محاسن این کار را در نظر میگیریم و به فردی که در این کار موفق بوده مراجعه میکنیم و سختی های مسیر طی شده را میپرسیم.

به افرادی که در این کار شکست خوردند مراجعه میکنیم و دلایل شکست را از آنها میپرسیم.

به افراد بدبین نسبت به این کار مراجعه میکنیم و علت بدبینی را جویا میشویم.

با جمع آوری کل نکات مثبت و منفی شروع به تجزیه و تحلیل میکنیم و سپس مسیر خود را ترسیم میکنیم.

کل زندگی و عملکردهای ما هم به همین شکل است.

اگر همه جوانب یک عملکرد اقتصادی را مثبت میبینیم ذهن فعالی نداریم و باید بیشتر روی آن موضوع کار کنیم.

فرض کنید قصد پیشبینی قیمت دلار و طلا را داریم، ما نمیتوانیم فقط با استفاده از چند آیتم خاص تحلیل انجام دهیم.

برای پیشبینی قیمت طلا باید بالای 30 مورد مختلف را تجزیه تحلیل کنیم و قطعا در این موارد بررسی شده برخی از آنها با دیگری 180 درجه تفاوت دارند. و باید همه آنها را در کنار هم قرار دهیم تا مسیر را بهتر مشخص کنیم.

افراد ناموفق معمولا تصمیم های آنی میگیرند و اکثرا با شکست مواجه میشوند.

برخی از افراد هم که نتیجه مطلوبی میگیرند قطعا شانس همراه آنها بوده.

ولی عملکرد افراد موفق به این شکل نیست آنها ذهن خلاقی دارند و در نهایت انتخاب درست را انجام میدهند و نتیجه های خوبی میگیرند.

چرا پول ها سمت بورس میرود؟

به نظر شما چرا پول ها سمت بورس میرود؟

این روزها حتما شما هم زیاد درباره بورس میشنوید. اما این سوال مطرح است که چرا این حجم عظیم سرمایه و مردم به سمت این بازار حجوم آورده اند؟

با افزایش قیمت هایی که در دو سال گذشته داشتیم ابتدا سرمایه های زیادی به سمت دلار و طلا رفت. و با کمی تاخیر روند رو به رشد مسکن و خودرو شروع شد و حالا بورس، بورس شده.

ما در ایران بین 400 تا 500 هزار خانواده با ثروت عظیم داریم که دارایی های خود را به هر طرف ببرند میتوانند آن بازار را تحت تاثیر فراوانی قرار دهند.

در ابتدای رشد قیمت ها بخش عظیمی از این سرمایه ها به سمت دلار و طلا رفت و سپس به سمت مسکن و خودرو. ولی این دو بازار برای افزایش درآمد و بیشتر شدن سرمایه ها مقدار خاصی کشش دارد. و بعد از آن نمیتوان روی این بازارها به دید افزایش ثروت نگاه کرد.

توان مردم برای خرید خودرو و مسکن و کالاهای دیگر هم مقدار مشخصی است. و به دید یک بازار بلند مدت برای نوسانگیری نمیتوان روی آن حسابی باز کرد.

غول نقدینگی موجود در ایران که به دلایل مختلف طی سالهای اخیر بیشتر و بیشتر شده برای حفظ خود مجبور است برای خود راهی پیدا کند.

قطعا شما هم ترس کاهش ارزش پول طی چند وقت اخیر داشتید. و تمایل فراوان برای تبدیل آن نقدینگی به کالا بخشی از این حس حفظ ارزش سرمایه است.

این موضوع را میتوان با یک مثال ساده بیان کرد. یک سد را تصور کنید، آب پشت این سد حکم پول های نقد را دارد و سد عوامل نگهداری و کنترل بازار ( مثل تزریق منابع ) که توسط دولت انجام میشود.

حال فرض کنید سد شکسته شود و این حجم عظیم آب در مسیر خود به هر سمتی میرود و هر چیزی را از میان بردارد. این حجم نقدینگی به سمت هر بازاری برود باعث بالا رفتن قیمت ها در آن بازار میشود.

این افراد اخراجی از بازارهای دیگر که بازار خوبی ندارند سرمایه های خود را به سمت بورس آورده اند. و در این بازار پول خود را با قیمت بالاتر به افراد دیگر میفروشند.

مردم عادی هم با توجه به هر میزان نقدینگی که دارند در این بازار در کنار این افراد باعث رشد عجیب بورس طی ماه های اخیر شده اند. این رشد تا زمان چاپ پول و افزایش نقدینگی کاملا طبیعی است و جای تعجب ندارد.

علیرضا بهرامی نسب

1399/03/22