ایران بعد از ترامپ و برجام

برجام به نتیجه خواهد رسید یا نه ؟ آیا برجام فعلی به سرنوشت برجام قبل منجر خواهد شد؟

برخلاف تصوری که در جامعه ما شکل گرفته ترامپ در عملکرد سیاست خارجی خود لطمه بسیار بزرگی به آمریکا زد. ترامپ به جای تمرکز بر دشمن اصلی آینده خود ( چین ) بیشتر توان خود را معطوف به ایران کرد. آمریکا در گذشته بخاطر نفت وابستگی شدیدی به خاورمیانه داشت اما امروزه به اندازه ای تولید دارد که عدم دریافت نفت از خاورمیانه تاثیر زیادی . در کشورش ایجاد نشود. با آمدن بایدن اما این سیاست ها تغییر کرد و بزودی شاهد تغییرات بسیار زیاد در سطح جهان خواهیم بود.

خروج آمریکا از خاورمیانه، عجله داشتن در بازگشت مجدد به برجام و نزدیکی مجدد به اروپا نشان دهنده تغییر استراتژی به سمت شرق آسیا و چین است. در این شرایط تحریم نفت و گاز روسیه هم دور از انتظار نیست و در این صورت ایران میتواند جایگزین اصلی روسیه در تامین انرژی بشود. دلیل اصلی سنگ اندازی روسیه در روابط ایران با سایر کشورها هم همین موضوع است. و اما ایران بعد از کرونا و برجام …

کرونا باعث شد آمریکا دلار زیادی چاپ کند و این دلارها یک رونق در سطح جهان ایجاد خواهد کرد. کرونا هرگز از بین نخواهد رفت بلکه کنترل خواهد شد و بعد از کنترل کرونا این دلارها به حرکت در خواهد آمد. حرکت این دلارها موجب بالا رفتن قیمت مواد اولیه و نفت خواهد شد. به مانند دوره احمدی نژاد نفت بالای 100 دلار کامل قابل انتظار است . نفت گران یعنی ورود دلار بیشتر به ایران و رونق اقتصادی، جایگزینی نفت و گاز ایران به جای روسیه هم یعنی فروش بیشتر. حتی اگر روسیه بتواند این موضوع را کنترل کند، در حالت عادی فروش نفت ایران نسبت به گذشته افزایش خواهد یافت. بعد از امضای برجام در دوره قبل ایران بیش از 80 میلیارد دلار قرارداد با شرکت های بزرگ دنیا امضا کرد که با خروج ترامپ از برجام این قرارداد ها معلق شد. با اجرای مجدد برجام این قراردادها اجرا خواهد شد و ما باید منتظر امضای قراردادهای جدید هم باشیم.

ایران بدلیل داشتن جمعیت جوان و داشتن منابع انرژی زیاد بهترین گزینه برای سرمایه گذاری در بین کل کشورهای جهان است. ایران دارای زیرساخت قوی از نظر دیجیتال است و جوانان متخصص زیادی در حوزه های مختلف دارد. اروپا، ژاپن و کره جنوبی به شدت پیر شده اند، ترکیه دارای بدهی های خارجی بسیار سنگین است و طی سالهای آینده فقط باید بدهی های خود را پرداخت کند. هیچ کمپانی بزرگی حاضر نیست روی کشور پیر و بدهکار سرمایه گذاری زیادی کند. تمامی این نکات که بیان شد مستلزم یک پیش زمینه است که ایران را به یک کشور قدرتمند از نظر اقتصادی تبدیل کند و آن هم اصلاحات اقتصادی است که در حال انجام است. حال حکومت تا چه اندازه میتواند فشارهایی که از سمت مردم وارد میشود را تحمل کند نکته دیگریست که میتواند تمامی معادلات را بهم بریزد. سخنانی که در این چند خط بیان کردم بسیار کلی است و در آینده مطالب بیشتری در این خصوص خواهم نوشت.

علیرضا بهرامی نسب

1400/04/17

نرخ بازگشت سرمایه ROI

نرخ بازگشت سرمایه ROI

نرخ بازگشت سرمایه (Return on Investment) یکی از مهمترین نکاتی است که باید در سرمایه گذاری های خود به آن دقت کنیم. این شاخص به ما میگوید به ازای پولی که هزینه کردیم چقدر درآمد کسب خواهیم کرد.

فرمول نرخ بازگشت سرمایه

دوره بازگشت سرمایه: اگر یادتان باشد چند سال قبل بانک ها طی تبلیغات فراوان اعلام میکردند پول های خود را نزد بانک ما قرار دهید و بعد از چهار سال پول خود را دوبرابر تحویل بگیرید این یعنی دوره بازگشت سرمایه. به ازای هزینه ای که میکنید سالیانه 25% سود دریافت خواهید کرد و طی چهار سال پول شما دوبرابر خواهد شد. با یاد گرفتن این فرمول ها شما یاد خواهید گرفت چه سهام بورسی بخرید و سمت چه سهامی نروید، به کدام بانک یا شرکت و یا اشخاصی که با پول شما کار میکنند سرمایه های خود را بسپارید و حتی چه ملکی حتی در دوران اوج قیمت ها مناسب خرید است.

دو بخش سهام و مسکن را توضیح میدهیم و بقیه ریز نکات را به خودتان واگذار میکنیم. لزوما دوره بازگشت سرمایه در هر کشوری نمیتواند نشانه خوب بودن سرمایه گذاری در آن باشد. اگر شخصی در ونزوئلا زندگی میکرد با توجه به تورم سنگینی که دارد دوره بازگشت سرمایه اش حتی ممکن بود به یک سال هم نرسد ولی فردی که در سوییس زندگی میکند برایش دور از انتظار است نرخ بازگشت سرمایه 10 سال را تجربه کند.

معمولا دوره بازگشت سرمایه متغیر است ولی چیزی که ما باید در سرمایه گذاری خود در حال حاضر دقت کنیم دوره بازگشت سرمایه ما نباید بالای 25 سال باشد. فرض کنید سهام یک شرکت 1000 تومان است و این شرکت به ازای هر سهم 100 تومان سود سالیانه عاید سهامدار میکند. دوره بازگشت سرمایه در این شرکت 10 سال است. شرکت هایی وجود دارد که دوره بازگشت سرمایه آنها بالای 500 سال است و بهترین شرکت هم از این نظر حدوده 3 ساله پول شما را دوبرابر میکند. توجه داشته باشید ارزندگی یک شرکت را درآمد عملیاتی آن مشخص میکند ولی در بازار ممکن است به یک باره سهام یک شرکت که ارزندگی کمی دارد به دلایل مختلف مثل سفته بازی و مسائل سیاسی و … رشد خیره کننده را تجربه کند.

و اما در حوزه مسکن هم شما در این روزها با ارقام عجیب و غریبی روبرو خواهید شد. ارزش مسکن را بر اساس مبلغ اجاره آن بسنجید.یعنی دوره بازگشت سرمایه خود روی هر ملک را باید بر این اساس بسنجید که چند ساله با اجاره آن پول شما باز خواهد گشت. فرض کنید شما دو گزینه برای خرید دو دو نقطه شهر خود دارید. هر دو واحد ها آپارتمان و یکصد متر و باشرایط مساوی. یکی از آنها را میتوانید با یک میلیارد بخرید و دیگری را با مبلغ یک میلیارد و دویست میلیون تومان. واحد یک میلیاردی را از شما به مبلغ خالص ده میلیون تومان ماهیانه اجاره میکنند. واحد یک میلیارد و دویست میلیونی را هم سیزده میلیون تومان از شما اجاره میکنند( دقت کنید باید اجاره ماهیانه را ضرب در 12 بکنید تا مبلغ سال بدست آید و سپس تقسیم بر هزینه انجام شده کنید ). با یک محاسبه ساده میبینیم دوره بازگشت سرمایه واحد اول 8.3 سال است و دوره واحد دوم 7.6 سال. به این ترتیب واحد شماره دوم برای خرید مناسب تر از واحد اول است. توجه کنید اگر دوره بازگشت سرمایه در ملک از 15 سال بالاتر باشد واحد مناسب سرمایه گذاری نیست.

علیرضا بهرامی نسب

1399/08/14

کتابخانه ذهن ( یادگیری، تحلیل و دسته بندی )

شما که در حال حاضر قصد مطالعه این مطلب را دارید تمایل به یادگیری دارید. ما در طول زندگی چیزهایی زیادی در مورد فعالیت های گوناگون یاد میگیریم. ولی آیا همه این اطلاعات توی ذهن ما باقی میمونه ؟

عملکرد ذهن ما به صورتی هستش که از پراکندگی بیش از حد اطلاعات جلوگیری میکنه و اطلاعاتی که برای ما مهم هستش توی ذهن باقی میمونه و اطلاعات بی اهمیت رفته رفته از ذهن پاک میشه. حالا باید ببینیم چه مسائلی مورد علاقه ما هستش برای هر فرد متفاوته میتونه در مورد شغل فرد یا هرچیز دیگه ای باشه.

برگردیم به مبحث اصلی، دو مدل رفتاری رو تجسم کنید : فردی که شخصی نامنظم هستش از جمله خونه نامرتبی داره، ماشینی که داخلش کثیف و انواع ایرادات فنی داره، رانندگی بسیار بد و … در مقابل فردی رو تجسم کنید که خونه بسیار مرتب و منظم، خودرو بسیار تمیز و رانندگی آرام داره ( لزوما فرد نباید ثروتمند باشه )، فرد نامنظم همیشه باید دنبال وسایل هاش بگرده و همیشه هزینه اضافه ( پولی یا زمانی ) باید بپردازه ولی فرد منظم صرفه جویی بسیار زیادی هم در زمان و هم در هزینه هاش داره و معمولا این افراد اگر ثروتمند نباشند ثروتمند میشوند.

برای اینکه ذهن ثروت سازی داشته باشیم باید در ابتدا ذهن منظمی داشته باشیم. ذهن خودتون رو به یک کتابخانه تبدیل کنید که قفسه های مختلفی داره، هر قفسه مربوط به یک بخش از زندگی شماست. یک بخش مربوط به کار و فعالیت های زیر شاخه اون، یه بخش مربوط به خانواده، یه بخش مربوط به علاقه مندی ها و … . هریک از این قفسه ها یک سری زیرمجموعه دارن که مرتب و منظم چیده شدن و شما در صورت نیاز به هرکدوم میتونید خیلی راحت و سریع به اون قفسه رجوع کنید. ممکنه نیاز به یه سری کتاب های جدید (یادگیری) داشته باشید که توی این قفسه ها بزارید، همچنین میتونید ببینید بعضی از این قفسه ها که بسیار مهم هستند کتاب های بسیار کمی دارن و لازمه که اطلاعات جدیدی کسب کنید و اضافه کنید.

 

افزایش عملکرد مغز

 

 

«در جریان» بودن همان سطح فکری است که در آن حالت ،مغهز شما بهترین و بهره‌ورترین عملکردش را دارد. اگر کارآفرین هستید احتمالا در کسب و کارتان کارمندانی دارید که عملکر آنها در کار شما به شدت تاثیر گذار است؛ از همه مهم تر شما و شرایط ذهنی شما بیشترین تاثیر را برای بهبود سیستم و عملکرد کسب و کارتان دارد. شما برای اینکه عملکرد مغزتان را بالا ببرید باید تغییراتی در نوع مواد و واکنش های شیمیایی مغزتان اعمال کنید(!)

خب نترسید… !
قرار نیست شوک الکتریکی، مواد شیمیایی و یا عمل جراحی انجام بدید.
شما فقط نیاز به یک محیط خوب دارید تا ذهن شما را تشویق کند پیوسته در شرایط موفق با عملکرد بالا باقی بماند (چیزی که قرار است به شما در این مقاله بگویم)

استیو کاتلر نویسنده کتاب پرفروش «ظهور ابرانسان: چطور به صورت علمی بهترین عملکردمان را داشته باشیم» تمام آنچه را که در زندگی لازم دارید تا شرایط ذهنی تان و کارایی مغزتان در بهترین حالت و عملکرد قرار بگیرد را در کتابش شرح داده.

کاتلر معتقد است ذهن شما باید «در جریان» یا In Flow باشد تا بتوانید بهترین تصمیم ها را بگیرید و بهترین عملکرد را ناخودآگاه داشته باشید.

طوری که تمام حواس شما متمرکز بر کارتان است؛ گویی مهم ترین کاری است که باید انجام دهید.

برای اینکه ذهن شما «در جریان» باشد باید سِیلی از ۵ ماده شیمیایی به درون مغزتان راه یابد تا تمرکزتان افزایش یاد، احساس درد و خستگی تان کمتر شود، دیدتان بهتر شود و احساس خوبی داشته باشید.

 

اما این مواد شیمیایی را نمیتوانید با نوشیدن یک نوشیدنی انرژی‌زا و یا خوردن قرص و دارو بدست آورید بلکه تماما بستگی به محیط روانی، افرادی که با آنها در معاشرت هستید، میزان نیاز به خلاقیت و مهم تر از همه اهدافتان دارد.

کاتلر آزمایشی انجام داد و آنرا در مجله Harvard Business Review منتشر کرد.

او راه های افزایش کارایی مغزی را که کشف کرده بود در ۲۰ شرکت مختلف آزمایش کرد و چنین نتیجه گرفت :

اگر با استفاده از این روش ها تنها ۲۰% عملکرد مغز بهتر شود،
سودآوری شرکت ها و کسب و کار ها تا ۵۰% افزایش می یابد !

اما چطور عملکرد مغزمان را افزایش دهیم؟

کافیست به تصویه‌های استیو کاتلر که در زیر شرح داده شده عمل کنید :

» تکنیک اول: پیامد ها را خلق کنید
یکی از اهداف پدیده «در جریان» بودن، ایجاد پیامدهای شدید است.
کاتلر ایده اش را چنین توضیح میدهد : “جریان” بدنبال تمرکز است و پیامدهای کاری که میکنیم معمولا بیشترینِ سهم تصاحب توجه‌مان را دارد.

برای مثال : ورزشکاران ورزش های خطرناک برای این در شرایط خاص که کمتر فرصت فکر کردن دارد، اما به طرز عجیبی از بهترین عملکرد مغزشان استفاده میکنند این است که ریسک کردن آنها باعث میشود مغز آنها به صورت ناخودآگاه تمام توجه اش را بدنبال پیامدهای کاری که میکنند سوق دهد.

در محل کار، ریسک‌ها میتوانند از دسته فکری، خلاقیتی، اجتماعی و یا احساسی باشند.

برای مثال در کسب و کارها رهبران بیشتر درگیر ریسک های احساسی هستند و این ریسک کردن باعث میشود تمام توجه مغزشان ناخودآگاه به سمت پیامدهای آن ریسک معطوف شود و اینگونه است که رهبری که بیشتری ریسک ها را انجام میدهد از بهترین عملکرد مغزش نسبت به افراد دیگر در کسب و کار استفاده میکند.

و البته کارمندانی که سطح عملکرد ضعیفی دارند به علت نداشتن فضا برای ریسک کردن است؛
به عبارتی دیگر کارمندانی که کمتر فضای خطا کردن دارند معمولا ریسک نمی کنند و در نتیجه از حداکثر کارایی مغزشان نیز استفاده نمیکنند.

امکان شکست خوردن یکی از موهبت هایی است که باعث افزایش عملکرد مغزتان میشود؛ البته اگر ریسک ها سنجیده شده باشند.

» تکنیک دوم: تعادلی بین خستگی و اضطراب ایجاد کنید
یکی از مقیاس های روانشناسی نسبت چالش/مهارت است. توجه معمولا معطوف به فعالیتی و چالشی میشود که ارتباط نزدیکی با مهارت هایتان دارد. اگر چالش بزرگی باشد، ترس باعث میشود توجه بیشتری معطوف آن شود؛ (توصیه میکنم مقاله «۳۰ روز وقت بگذارید و این کارها را انجام دهید تا شگفت انگیز شوید» را حتما مطالعه کنید)

اگر چالش به شدت آسان باشد کمتر به آن توجه میکنیم.

“جریان” هنگام پدیدار شدن یک تعادلی در بین دو نقطه احساسی خستگی و اضطراب پدیدار میشود؛ زمانی که چالش آنقدر سخت است که باعث میشود خسته و مضطرب باشیم اما آنرا حل کنیم و آنقدر سخت و شدید نیست که باعث شود زیر بار چالش له شویم.

یک مثال بارز این تعادل شب قبل امتحان است ! اکثرا عملکرد مغزی ما در شب قبل امتحان به وجود خستگی فکری به‌علاوه اضطراب امتحان روز بعد بهتر از چند روز قبل ما میشود.

برای اینکه بتوانید از این “جریان” استفاده کنید چالش ها باید جدید، متفاوت و همخوان با مهارت هایتان باشد.

» تکنیک سوم: هُل بدید
کارمندان شما نیاز دارند پیوسته کسی آنها را هّل بدهد (و البته شما هم) شما باید مقدار کمی بیشتر از توانایی کارمندانتان آنها را با چالش هایی روبرو کنید. اما چالش ها نباید آنقدر زیاد باشند که باعث شوند کارمندان نتوانند آنرا پیش ببرند و از آن رد شود. نباید زیاد ساده هم باشند که کارمندانتان نیاز به انگیزه و شخصی که آنها را هلدهد(مانند رئیس شان) نباشند.

شما و کارمندانتان برای پیشرفت و البته استفاده از بهترین عملکرد مغزتان نباید خیلی راحت با مشکلات دست و پنجه نرم کنید. مشکلات باید واقعا چالش برانگیز باشند.

باید در راهِ حلِ آنها خسته شوید, مضطرب باشید، احتمال خطا داشته باشید و مهم تر از همه خودتان را برای پیشبرد کارتان هل بدید؛ پس یکی از مشخصه های چالش های خوب این است که فرد برای مواجه با آنها احساس راحتی نمیکند و البته نباید دلیل فرار از آن باشد.