تاریخچه آبجو و مفهوم خوشبختی

تاریخچه آبجو و شراب را میدونید ؟ ارتباطش با خوشبختی و بدبختی انسان هارو چطور ؟

A History of the World in 6 Glasses در کتاب تاریخ جهان در شش لیوان که به انگلیسی

نوشته تام استندج تاریخچه 6 نوشیدنی مهم تاریخ جهان رو برای شما بازگو میکنه که بنده یک نکته که برداشت شخصیم بود رو برای شما مینویسم. در این کتاب شما میخوانید بعد از عصر یخبندان که حدود 115000 سال قبل اتفاق افتاد و انسان ها در آن تاریخ اکثرا در حال کوچ بودن به صورت اتفاقی نوشیدنی آبجو را کشف کردند. انسان ها متوجه شدند اگر غلات را در آب نگهداری کنند عصاره ای که باقی میمونه رو هم نگهداری کنند تبدیل میشه به یک نوشیدنی گازدار سرخوش کننده. و همین آبجویکی از دلایلی بود که انسان ها ترجیح دادن یکجا بمونن و زیاد جابجا نشن و مقدمات تمدن فراهم شد.

انسان ها بعد از این نقطه تاریخی به فکر ذخیره غلات افتادن و همین موضوعات باعث توسعه کشاورزی و کاشتن محصولات دیگه شد. بدین ترتیب آبجو جزیی از زندگی مردم شد و پذیرایی با آبجو برای انسان متمدن بود و میهمانی های بدون آبجو معنی نداشت. این موضوع قابل درک هست که افرادی که دسترسی کمتر به آبجو داشتند انسان های فقیر محسوب میشدند. افراد ثروتمند که مزارع بزرگ داشتند آبجو زیادی هم داشتند و همین آبجو باعث ایجاد طبقه بندی های مختلف در جوامع آن روزها شد.

نوشیدنی بعدی که نویسنده سراغش میره شرابه. بعد از کشف آبجو شراب کشف شد. شراب در آن روزها سمبل پرستیژ شد و خواص و امپراتورها فقط دسترسی به شراب داشتند. در یونان باستان و دوره آشوریان آهسته آهسته شراب هم به جوامع راه یافت. در اون تاریخ آبجو کم کم از چشم افتاد و پست شد و یونانیان به آبجو نوشیدنی بربر ها میگفتند و این نوشیدنی رو برای جوامع فقیر میدونستن. آبجو که روزگاری سمبل افراد ثروتمند بود تبدیل شد به نوشیدنی قشر فقیر و مایع بی ارزش!

مردمی که روزگاری آرزوی نوشیدن آبجو رو داشتن و فکر میکردند نوشیدن آبجو مساویست با خوشبختی و سطح فرهنگی بالا، حالا تبدیل شده بود به نماد افراد فقیر. انسان ها یک روز با نوشیدن آبجو احساس خوشبختی داشتند و بعد از گذر زمان نوشیدن آبجو را از بدبختی خودشون میدونستند. چه تفاوتی بود بین انسان ها در آن دوران ؟

از این دست مثال ها به وفور در حال حاضر ماهم پیدا میشه مثل خودرو ها، گوشی موبایل و … از این مطلب میشه نتیجه گرفت خوشبختی فقط یک احساس که درون شماست و اگر خوشبختی را فقط در امکانات و خوردنی های دور خودتون میبینید سخت در اشتباه هستید.

علیرضا بهرامی نسب

21/10/1400

سیکل ادوار تجاری

به معنای دیگر چرخه کسب و کار. همه دولت ها در جهان سعی دارند به یک ثبات اقتصادی طولانی مدت دست پیدا کنند اما در دوره های مختلف حکومت خود به دلایل اقتصادی و سیاسی باعث به وجود آمدن چرخه های متعددی میشود. این چرخه ها بربزرگترین بنگاه های اقتصادی تا کوچکترین آنها تاثیر زیادی میگذارد. این چرخه ها همیشه در حال تکرار شدن است فقط ابعاد این دایره به تناسب آن اتفاق ممکن است بزرگ یا کوچک باشد. شوک تحریم های آمریکا، کاهش یا افزایش قیمت نفت یا امضای برجام از دلایل ایجاد این چرخه در ایران میتواند باشد و مثال جهانی هم مثل جنگ ها و حتی یک بیماری همه گیر مثل کرونا.

حال از کجا متوجه شویم این چرخه شروع شده است ؟ لازم است با اولین مرحله آن یعنی رونق آشنا شویم، افزایش قیمت دلار در سال 1396 شمسی را به یاد بیاورید که یک شوک اقتصادی وارد کرد و بازارها شروع به رونق گرفتند و حجم معاملات بالا رفت. مرحله بعدی این چرخه رکود اقتصادی است. در این مرحله اقتصاد وضعیت مناسبی ندارد و گردش پول بسیار سخت میشود. همچنین در این زمان روزانه تعداد افراد بیکار بیشتر و بیشتر میشوند. یکی دیگر از تفاوت های رونق و رکود افزایش سرمایه گذاری ها در زمان رونق اقتصادی و بالعکس کاهش سرمایه گذاری و ریسک کردن در زمان رکود است.

این چرخه ها در بازه زمانی دو الی سه ساله در کوتاه مدت، تا 15 سال میان مدت و بیش از 15 سال بازه های بلند مدت نامیده میشود.

سیکل ادوار تجاری در زندگی و کسب و کار ما به چه شکل است ؟

بیش از 80% کسب و کارهایی که ما آنها را شروع کرده ایم هم به مانند نمودار بالا سیکل های مختلفی را پشت سر میگذارند و رفته رفته صاحب آن کسب و کار بعد از 3 تا 5 سال واحد صنفی خود را جمع آوری میکند. این موضوع هم مختص ایران .

.نیست و در تمام جهان اتفاق میافتد. تنها مدت زمان این چرخه در کشورهای مختلف متفاوت است

دلیل این اتفاق عدم آگاهی صاحب کسب و کار از اوضاع بازار است. او نمیداند با روش هایی که طی چند سال گذشته درآمدزایی کرده نمیتواند در دوره جدید کسب درآمد کند. برای اینکه در بازار پیش رو شکست نخورید باید تفاوت عملکردها در بازار رکود و بازار عادی را بدانید.

طی چهار سال آینده 80% کسب و کارها شکست میخورند و از اقتصاد خارج میشوند و 20% باقی مانده بازار را به اختیار خود میگیرند. ویژگی این 20% ها چیست ؟

قدرت و قابلیت تغییر در بازار را دارند، خود آموزش میبینند و به کارکنان خود هم آموزش میدهند، جذابیت های موفقیت گذشته را فراموش میکنند، هر روز به دنبال متدهای جدید فروش هستند، دستمزدها را بر اساس بهره وری پرداخت میکنند، تفاوت سود ناشی از تورم و سود عملیاتی را میدانند

80% ها چه ویژگی دارند

بیشتر دارایی های ایشان ثابت و غیرمولد است، دارایی با ارزش افزوده اقتصادی ندارند، مطالبات سوخت شده زیادی دارند و بیشتر تامین مالی خود را با وام انجام میدهند.

علیرضا بهرامی نسب

اقتصاد ایران بعد از کرونا

احتمالا وضعیت این چند ساله ایران چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اقتصادی شما را هم سردرگم کرده باشد. ایران در حال گذار و پوست اندازی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است و شرایط فعلی لازم و طبیعیست. کرونا باعث شد اتفاقاتی که لازم بود در پنج الی ده سال در ایران و جهان اتفاق بیافتد ظرف یک الی دو سال به وقوع پیوست. این اتفاقات ناگهانی باعث فشار بسیار زیاد به مردم شد ولی در چند سال آینده جنبه های مثبت این اتفاقات را بیشتر لمس خواهیم کرد.جهان بعد از کرونا با جهان قبل از کرونا متفاوت خواهد بود.

ایران اقتصاد بیماری داشت که حاکمان و مردم به این نتیجه رسیده اند که باید اقتصاد را سالم کنند. برای جراحی در همه جای جهان باید مقداری فشار و زخم و اوضاع غیرعادی را تحمل کنیم. برای اقتصاد سالم باید نرخ ارز را بازار تعیین کند و تک نرخی باشد. ارز تک نرخی یعنی بالا رفتن قیمت ها و پایین آمدن قدرت خرید افراد جامعه در ابتدای اجرای طرح، برای داشتن اقتصاد سالم دولت باید هزینه انرژی (نفت، بنزین، گاز، برق و آب) را بر اساس نرخ جهانی قیمت گذاری کند. برای داشتن اقتصاد سالم باید هزینه های دولت کاهش پیدا کند، کاهش هزینه های دولت یعنی اخراج بیش از نصف کارمندان دولتی . کرونا باعث شد متوجه شویم با شیوه کار کردن 50/50 و نبودن نصف کارمندان هیچ اتفاق خاصی در عملکرد آنها نمیافتد. خودتان قضاوت کنید انجام این کارها که از نظر اقتصادی لازم است چقدر میتواند موجب نارضایتی افراد جامعه بشود.

نرخ پایین ارز باعث میشود افراد بیشتری در جامعه بیکار باشند و واردات رونق بگیرد و در مقابل نرخ بالای ارز باعث رونق تولید خواهد شد. در گذشته مشکل اصلی تولید عدم صرفه اقتصادی کار کارخانه ها و رونق واردات بود ولی امروزه تولید به شدت رونق گرفته و مشکلات اصلی تولید کمبود مواد اولیه کارخانه ها و کارگاه ها شده است.

حال اگر این اتفاقات به وقوع پیوست بدانید اقتصاد در حال سالم شدن است و اگر غیر از این بود و دولت نرخ ارز را از شناور بودن خارج کرد ( ثابت بودن نرخ ارز ) بدانید درانجام این جراحی شکست خورده است. ناگفته نماند انجام این کارها حتی ممکن است به اندازه ای نارضایتی را بالا ببرد که در دور دوم مردم به رییس جمهور جدید رای ندهند.

علیرضا بهرامی نسب

1400/04/17

کلاهبرداری با ترفند پانزی

اگر دراطراف خود با افرادی مواجه شدید که از مردم پول دریافت و سودهای نامتعارف پرداخت میکنند احتمالا کلاهبرداری به روش پانزی در حال انجام شدن است. در روش کلاهبرداری پانزی سودها از محل دریافتی سرمایه گذاران بعدی تامین میشود. یعنی به چه شکل ؟

فرض کنید فردی اعلام میکند بابت هر 10 میلیون هر ماه یک میلیون تومان سود پرداخت میکند. سرمایه گذاری 10 میلیون به آن شخص میدهد تا ماهیانه یک میلیون تومان دریافت کند. در ماه اول شخص کلاهبردار یک میلیون تومان از محل 10 میلیون تومان خود شخص سرمایه گذار بابت سود پرداخت میکند. سرمایه گذار شادمان از اینکه سود خوبی دریافت کرده و خود را فردی باهوش میبیند به چند نفر از نزدیکان خود هم این سرمایه گذاری را پیشنهاد میکند. به همین شکل 5 نفر هم هرکدام 10 میلیون تومان سرمایه گذاری میکنند. این داستان تا جایی ادامه پیدا میکند و سودها از محل سرمایه گذاری های جدید پرداخت میشود که دیگر سرمایه جدیدی وارد جیب شخص کلاهبردار نشود. این زمان بهترین زمان برای فرار کردن با سرمایه بقیه است.

در روش پانزی لزوما کلاهبرداری به این شکل انجام نمی شود. گلدکوئست و سایر شبکه های هرمی، بازاریابی هرمی مثل بادران و حتی ممکن است شخصی که واقعا فعالیت های اقتصادی زیادی انجام میدهد هم وارد این حوزه شود و کلاهبرداری کند. نمیتوان گفت شخص مثلا فلان کارخانه را دارد پس محل سودها این کارخانه است. کلا در زندگی هرچیز غیرعادی و نامتعارف دیدید باید به آن شک کنید. سودهای بیش از حد عرف و قیمت های ارزان نامتعارف بیشترین رواج را در میان کلاهبرداران جهان دارد. با سرمایه زندگی خود بازی نکنید.

علیرضا بهرامی نسب

1400/03/23

کارهایی که نباید انجام داد

چه کسی فرد موفق تری است ؟ فردی که در همه حوزه های زندگی و کاری میداند چه کاری درست است که انجام دهد ؟ یا کسی که میداند چه کارهایی را نباید انجام دهد ؟ اگر میخواهید در زندگی و در کسب و کار خود موفق باشید این مهمترین عامل تاثیر گذار روی آنهاست.

برای رسیدن به کار صحیحی که لازم است انجام دهید ابتدا باید کارهایی که نباید انجام دهید را بدانید سپس کار لازم را انتخاب کنید. به این موضوع مدیریت ریسک میگویند که خود رشته دانشگاهی است. کارهایی که نباید انجام دهیم همان تجربه است، تجربه خودمان و تجربه دیگران و اصولا افراد با تجربه عملکرد بهتری نسبت به بقیه دارند. خب حالا نکات ذکر شده کلی را به جزئیات و مثال توضیح میدهم.

دو فرد را در نظر بگیرید که هردو بسیار زیاد اخبار را پیگیری میکنند تا بر اساس اخبار تصمیم گیری های بیزینس خود را بگیرند. یک فرد فوق العاده موفق و یک فرد بسیار عملکرد ضعیفی دارد. اگر دقت کنید متوجه میشوید فرد موفق در اطلاعات ورودی به مغز خود فیلترهایی زیادی دارد. او در ابتدای مطالعه اطلاعاتی که اهمیتی ندارد را کنار میگذارد و براساس اطلاعات کاربردی مطالعات و تصمیم گیری های خود را انجام میدهد. با دریافت این اطلاعات صحیح حالا زمان این است روی کاغذ کارهایی که نباید انجام دهید را یادداشت کنید. این بهترین عملکرد شما را رقم خواهد زد.

مثال: فرض کنید قصد سفر به شمال دارید. ابتدا باید اطلاعات دقیق از آب و هوا و جاده های مسیر و مقصد را بررسی کنید. اطلاعات آب و هوای اصفهان به درد شما نخواهد خورد. حال با توجه به این اطلاعات مسیر هایی که از نظر بد بودن راه و آب و هوا وضعیت بدتری دارند را جدا میکنید و بهترین مسیر را انتخاب میکنید.

یا فرض کنید مقداری پول برای سرمایه گذاری دارید. در تیرماه سال 1399 حسن به شما میگوید من تمام دارایی خود را در بورس گذاشتم و الان چند برابر شده است. پس شما فکر میکنید این کار درست است و پول های خود را به بورس حسن میسپارید. شما ابتدا باید ببینید چه کارهایی نباید انجام دهید. تجربه اساتید به شما میگوید با تمام دارایی های خود وارد نشوید، تمامی پول خود را روی یک سهم سرمایه گذاری نکنید و…

مثال آخر فردی از اطرافیان خود را میبینید در حوزه شغلی خود بسیار خوب عمل میکند و صاحب ثروت شده. شما فقط با این اطلاعات که اکبر در شغل دفتر املاک پول زیادی به جیب زده بدون مشورت یا مشورت با افرادغلط که فقط به شما میگویند در این شغل باید چه کارهایی انجام دهید وارد این حوزه میشوید. یا بر حسب شانس موفق خواهید شد و یا بر اساس اصول شکست میخورید. شما برای شروع این شغل باید بیشتر از کارهایی که باید انجام دهید سمت کارهایی که نباید انجام دهید میرفتید. شما نباید کارشناسانی که اعتباری کاری شما را خراب میکنند استخدام کنید. شما نباید همه مشتری ها را پول ببینید. شما نباید طرز برخوردتان با همه مشتری ها به یه شکل باشد . شما نباید …

علیرضا بهرامی نسب

1400/02/25

بدهکاران عامل سقوط بیشتر بازارها

اگر قصد تحلیل بازار کالاهای سرمایه ای مثل ملک، خودرو، طلا و دلار و … را داشته باشیم به یک نکته خیلی مهم باید توجه کنیم. بدهکاران گذشته که نتوانستند بدهی خود را تسویه کنند یکی از مهمترین عوامل ریزش بیشتر قیمت ها خواهند بود. چرا و چگونه ؟

در ابتدا لازم است مفهوم چسبندگی قیمت را بدانیم. در اقتصاد هیچ خط مستقیمی وجود ندارد. هیچوقت قیمت ها همیشه صعودی، همیشه نزولی و یا ثابت نیست. در اقتصاد وقتی قیمت کالاها از 50 به 100 میرسد و میتوان 100 را اوج قیمت کالاها دانست بعد از آن افت قیمت شروع میشود. افرادی که کالا را روی عدد 100 خریده اند حاضر به فروش آن در عدد 90 نیستند. به این حالت چسبندگی قیمتی میگویند. افراد یا شرکت هایی که ثروت زیادی دارند دارایی های خود را در بخش های مختلف سرمایه گذاری میکنند. این افراد معمولا برای خود بدهی های زیادی هم ایجاد میکنند. اصولا شخص هرچقدر ثروت بیشتری داشته باشد بدهی اش هم عدد بزرگتری است. افراد ثروتمند بدهکار مقداری مقاومت میکنند و در صورت فشار زیاد بدهی مجبور به عرضه میشوند. با بالا رفتن عرضه قیمت ها افت بیشتری را هم تجربه میکنند.

با فهم نکات بالا وارد اقتصاد ایران می شویم. در ایران از سال 96 که قیمت ها شروع به بالا رفتن کرد تقریبا قیمت ها 10 برابر رشد کرد. سپس از مهرماه 99 شروع به کاهش قیمت ها کردیم و نسبت رشد قیمت ها به 8 برابر 96 رسید. این پایان ماجرا نیست، بلکه این تازه شروع است. اما برخی افراد همچنان معتقد هستند قیمت ها بالاتر خواهند رفت اینها چه کسانی هستند ؟ افرادی که به عنوان مثال املاک زیادی را خریداری کرده اند و موفق به فروش نشدند این اعتقاد را دارند. افرادی که خودرو به دید سرمایه گذاری خریده اند و متحمل زیان سنگین شده اند این اعتقاد را دارند. افرادی که درآمدشان از این راه است. مثل برخی دفاتر املاک و برخی از نمایشگاه داران هم بر این اعتقاد هستند.

نتیجه گیری نکات بالا، در صورتی که شما بدهکار هستید و برای پرداخت بدهی خود منتظر بالا رفتن قیمت کالاهایی مثل دلار، طلا، مسکن و خودرو هستید احتمال افت بیشترقیمت ها و زیان بالاتر شما دور از انتظار نیست. در آینده افراد ورشکست شده بیشتری را بدلیل عدم رعایت این نکات شاهد خواهیم بود.

علیرضا بهرامی نسب

1399/12/19

در تجارت زمان مهمتر است یا پول

در ابتدای دوران بیزینس خودم معامله ای با یک بیزینس من واقعی داشتم که متاسفانه در آن معامله یکی از چک های من با چند روز تاخیر پاس شد. در ذهن خودم تصور میکردم این شخص ثروتمند است و برای او مهم نیست این پول چند روز دیرتر به دستش برسد، درضمن با بازاری مواجه بودیم که مشکلات اقتصادی وجود داشت و طبیعی بود در زمان مقرر شده موفق به انجام تعهد نشویم. ولی آن شخص که در حال حاضر از دوستان صمیمی من است درس بزرگی به من داد، او درباره یک معامله ای که در کشور چین انجام داده بود توضیحی به من داد تا متوجه شوم زمان خیلی مهمتر است.

سالها قبل که مشکلات تحریمی پابرجا بود دوست من کالایی را در کشور چین خریداری میکند و متعهد میشود طبق قرارداد در تاریخ مشخص شده مبلغ را به تاجر چینی پرداخت کند. مبلغ با یک روز تاخیر تامین میشود و فروشنده طلب خسارت بابت یک روز تاخیر میکند و دوست من با کمال میل پرداخت میکند. برای تاجران بزرگ زمان بسیار مهمتر از پول است. آنها روی پول خود برنامه ریزی دارند. آنها هزار دلار امروز را به هزار و صد دلار یک ماه دیگر ترجیح میدهند. چرا ؟ چون میتوانند هزار دلار امروز را تا یک ماه دیگر تبدیل به هزار و دویست دلار کنند.

پس زمان از پول مهمتر است. معمولا اکثر مردم فکر میکنند اگر ثروتمند بودند توانایی آن را داشتند همه کاری با پول انجام دهند و هرگز ضرر نکنند. همین افراد را اگر زیر نظر داشته باشید ممکن است متوجه شوید تلاش زیادی میکنند ولی همیشه در حال پس رفت هستند و یا با سرعت بسیار آهسته پیشرفت میکنند. اکثریت مردم فکر میکنند افراد موفق چون پولدار هستند موفق هستند. اگر از آنها سوال کنید اگر ثروت زیادی داشتی با آن چه کاری انجام میدادی جواب مشترکی دارند. زمین میخریدم، خانه میساختم، ماشین میخریدم، کارخانه میزدم، کالا میخریدم و… این افراد سعی میکنند از آخرین روش های رایج تقلید کنند. فردی که فکر میکند اگر ثروتمند بود با این کارها برای خود زندگی خوبی میساخت و ثروتمند باقی میماند، احتمالش صفر نبود که موفق شود ولی درصد موفقیت زیادی هم نداشت. حتی اگر خود آن شخص موفق نمیشد تمام ثروت بدست آمده را نابود کند نسل های بعدی اش زحمت آن را میکشیدند. اگر چیزی که اکثریت فکر میکنند درست بود اکثر مردم پولدار بودند. بگذریم از اینکه این فرد هرگز ثروتمند نمیشد که بخواهد آن را نابود کند.

اشخاصی که برای آنها پول مهمتر از زمان است، افرادی هستند که پول برای آنها هدف نهایی است. پول هدف نهایی نیست پول یک هدف میانه است. حتی میشود گفت پول وسیله است تا شما را به اهدافتان برساند. هر زمانی شما درک درستی از پول داشته باشید پول به سمت شما خواهد آمد. هیچوقت با انداختن تقصیر به گردن شرایط (دولت و ملت) عدم پیشرفت خود را توجیح نکنید. هستند افرادی که در همین شرایط ثروتمندتر از قبل شدند.

این مقاله درباره نا امید کردن شما نبود فقط تلاش شد مثل اکثریت مردم فکر نکنید و برای خود استراتژی تعیین کنید. حال با توجه به این اطلاعات راه ثروتمند شدن و ثروتمند ماندن چیست ؟ به این موضوع فکر کنید.

سرمایه گذاری در ارز و طلا یا …

در حال حاضر که دلار و طلا نوسان زیادی دارند ما نباید روزانه قیمت طلا و دلار را چک کنیم و با سرمایه گذاری در این بازارها تمام سرمایه های خود را در معرض ریسک قرار دهیم. تا ثبات اقتصادی ایران و جهان بازار ارز و طلا نوسانات لحظه ای سنگینی در پیش رو خواهد داشت.

در این نوع بازارها ما باید چه کاری انجام دهیم ؟

در زمان نوسان شدید بازار ما باید کالا محور باشیم. کالا ارتباط مستقیم با قیمت ارز دارد ولی با سرعت آن قیمتش بالا یا پایین نمیرود. به عنوان مثال فرض میکنیم ما ده میلیون تومان برای خرید یک کالا روی قیمت دلار 10هزار تومان هزینه کرده ایم. قیمت دلار اکنون به 20 هزار تومان رسیده است. به مرور زمان کالای ما هم یا با قیمت دو برابر 20 میلیون در حال معامله است. در صورتی که قیمت دلار به 15 هزار تومان برسد قیمت کالا به این سرعت به 15 میلیون نمیرسد و احتمال دارد شما بتوانید 18 میلیون تومان کالای خود را بفروشید. سرعت نوسان کالا به اندازه ارز و طلا نیست و شما ریسک کمتری را در پیش رو خواهید داشت.

حال کالا ممکن است از کالای معمولی مثل موبایل را شامل شود تا خودرو و ملک و هرچیز دیگری، البته این نکته را هم به یاد داشته باشید کالایی خوب است که در بازار به راحتی معامله شود و همیشه مشتری داشته باشد.

علیرضا بهرامی نسب 1399/06/24

تناقض فکری و تحلیل عملکرد ها

به نظر شما افراد موفق یا افرادی که در یک مورد خاص عملکرد خوبی دارند چگونه فکر میکنند ؟ کسی که به صورت یک خط مستقیم فکر میکند مسائل خود را بهتر حل میکند یا کسی که افکار متناقضی دارد ؟ کسی که هر موضوعی به ذهنش درست میرسد موضوع دیگری به ذهنش می آید و آن فکر قبلی را نقض میکند ؟

به رویارویی دو گزاره که از نظر موضوع یکسان هستند تناقض میگویند. در اصل نگرش به یک موضوع خاص از جهات مختلف که هر جهت ممکن است در تضاد با طرف دیگر باشد مفهوم تناقض را میرساند. تناقض ممکن است کاملا غیر همسو باشد و یا ممکن است در برخی نقاط اشتراک نیز داشته باشد.

ساده تر صحبت کنیم. فرض کنید قصد راه اندازی کاری را داریم، دو مدل میتوانیم به جوانب کاری که میخواهیم انجام دهیم نگاه کنیم و تصمیم بگیریم. مدل اول فقط محاسن و درآمد بسیار خوب آن کار را میبینیم و برای اینکه خودمان را بیشتر قانع کنیم افرادی که این کار را انجام دادند و موفق بودند را مرور و فقط با این نگرش کار را شروع میکنیم. مدل دوم ما محاسن این کار را در نظر میگیریم و به فردی که در این کار موفق بوده مراجعه میکنیم و سختی های مسیر طی شده را میپرسیم. به افرادی که در این کار شکست خوردند مراجعه میکنیم و دلایل شکست را از آنها میپرسیم. به افراد بدبین نسبت به این کار مراجعه میکنیم و علت بدبینی را جویا میشویم. با جمع آوری کل نکات مثبت و منفی شروع به تجزیه و تحلیل میکنیم و سپس مسیر خود را ترسیم میکنیم.

کل زندگی و عملکردهای ما هم به همین شکل است. اگر همه جوانب یک عملکرد اقتصادی را مثبت میبینیم ذهن فعالی نداریم و باید بیشتر روی آن موضوع کار کنیم. فرض کنید قصد پیشبینی قیمت دلار و طلا را داریم، ما نمیتوانیم فقط با استفاده از چند آیتم خاص تحلیل انجام دهیم. برای پیشبینی قیمت طلا باید بالای 30 مورد مختلف را تجزیه تحلیل کنیم و قطعا در این موارد بررسی شده برخی از آنها با دیگری 180 درجه تفاوت دارند و باید همه آنها را در کنار هم قرار دهیم تا مسیر را بهتر مشخص کنیم.

افراد ناموفق معمولا تصمیم های آنی میگیرند و اکثرا با شکست مواجه میشوند، برخی از افراد هم که نتیجه مطلوبی میگیرند قطعا شانس همراه آنها بوده. ولی عملکرد افراد موفق به این شکل نیست آنها ذهن خلاقی دارند و در نهایت انتخاب درست را انجام میدهند و نتیجه های خوبی میگیرند.